سلام

نمی دانید دیشب چه بلایی سرم آمد از ترس داشتم سکته می کردم

نیمه های شب با صدایی از خواب پریدم ُاین صدا در گوشم می پیچید و به انگلیسی می گفت

"confidence,confidence,...." (به معنی اعتماد به نفس )و در همین حال سنگینی ای  را بالای سرم حس کردم ،خوب دقیق شدم و ناگهان یک کله ی مشکی را رو به رویم دیدم

کله بدون بدن بود و تکون نمی خورد

با خودم گفتم "آرام باش،آرام باش ، توهمه، تو خوابی ،ببین حتی نمی توانی دستهایت را تکان دهی"

و سعی کردم دستهایم را تکان دهم با کمال تعجب دیدم که می تونم

آن موقع بود که تمام بدنم شروع به لرزیدن کرد

آن کله سیاه همانجور ایستاده بود و مدام آن کلمه را تکرار می کرد

نمی دانستم چی کار کنم.یکدفعه تمام داستان های بچگی ، داستان های روح،جن و پری از نظرم گذشت

قلبم داشت از حرکت وای می ایستاد و آن کله، ولکن نبود مدام می گفت "کانفیدنس"

به خودم جرئتی دادم و لامپ اتاق که کنار تختم است را روشن کردم که ناگهان کله محو شد و جایش ...

آن چیزی که به صورت یک کله سیاه دیده بودم، دیش ماهوارمون بود که تو اتاق منه

فکر کنم آن کلمه هم از طریق سیگنال های ماهواره ای بهم منتقل شده


 

نوشته شده توسط دختر در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 12:26 موضوع | لینک ثابت